انتخاب

من وتو

 

دلم !!!
لک زده برای یک عاشقانه ی ارام ♥
که مرا بنشانی.بر روی پاهایت ♥
بگذاری گله کنم از همه ♥
این کابوسهایی که چشم ترا دور دیده اند ♥
دلتنگی را بهانه کنم ♥
سرم را پنهان کنم در گودی گلویت ♥

تمام ریه ام را پر کنم از عطر مردانه ات ♥

+ تاريخ یک شنبه 27 مرداد 1392 ساعت 1:1 نويسنده کاترینا |

 

آنقدر‌ها هم اعتیاد چیز بدی نیست ؟!

یک نفس عمیق می‌‌کشم از هوای نفست...

خمارم می‌کند بوی تنت....

چه حال خوبیست معتاد تو شدن.... 

+ تاريخ سه شنبه 8 مرداد 1392 ساعت 12:42 نويسنده کاترینا |

 

 

 در لحظه های با تو بودن، لحظه های بی تو بودن را نفرین میکنم، و در لحظه های بی تو

بودن، لحظه های با تو بودن را ارزو میکنم!!!

من کجای لحظه هاتم....؟؟

تو که اوج لحظه هامی.....

 


 

+ تاريخ جمعه 28 تير 1392 ساعت 11:48 نويسنده کاترینا |

 

کـــاش مــטּ ﬤیگــــرے بـــوﬤم

مـــے نشستــــم روبــــــروے פֿــــوﬤم

ســـر تـــا پــا گـــوش مـــے شـــﬤم

تــا ببینــــم פـــــرفــــ פـســـابـــــم

چیستــــــ ؟؟؟






 

+ تاريخ سه شنبه 18 تير 1392 ساعت 18:19 نويسنده کاترینا |

 

تا حالا شده عاشق بشی ولی دلت نخواد بدونه؟؟؟؟

تا حالا شده تمام شب گریه کنی بدون اینکه بدونی چرا

دلت بخواد تا صبح بیدار بمونی ولی بدونی به جایی نمی رسی

تا حالا شده رفتنشو تماشا کنی ولی نخوای بره

بعد آروم تو دلت بگی دوست دارم اما نخوای بدونه

تا حالا شده....

+ تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 ساعت 10:11 نويسنده کاترینا |

 


درست است که تو را ندارم ، ولی لحظه هایی دارم سرشار از تو...

درست است که تو را ندارم ، ولی چشم هایی دارم که به یادت بی اختیار خیس لحظه های با تو بودن می شوند... 

درست است که تو را ندارم ، ولی لبخندهایت که یادم می آید ، شده اند عامل خنده هایی که همه مرا بابتشان، دیوانه ام می خوانند ...

+ تاريخ چهار شنبه 22 خرداد 1392 ساعت 15:28 نويسنده کاترینا |

داداشای گلم وخواهرای خوشکلم من هفته دیگه میخوام برم مکه(هوراااا)اگه کسی خواست واسش دعای اختصاصی بکنم(البته واسه همه دعامیکنم)بهم بگه ...نصیب همتون بشه ایشا...

+ تاريخ شنبه 18 خرداد 1392 ساعت 16:54 نويسنده کاترینا |

بچه هاواسه یه پسرکوچولو40روزه به اسم طاهاکه خونریزی مغزی کرده دعاکنید تازودترحالش خوب شه....من نمیشناسمش ولی همین قدرمیدونم که کسایی هستن که خیلی دوسش دارن وبه دعای همه شمانیازدارن

+ تاريخ پنج شنبه 16 خرداد 1392 ساعت 9:38 نويسنده کاترینا |

 

خدا همه چیز رو جفت آفرید: جز بینی و دهان و قلب، مى دونى چرا؟
چون باید براى خودت ...
یک هم نفس یک هم زبان و یک هم دل پیداکنى
.

 

+ تاريخ شنبه 11 خرداد 1392 ساعت 15:23 نويسنده کاترینا |

سلام دوستای گلم یه دوست عزیزازم خواسته تاازشمابپرسم چطورمیشه یه نفروفراموش کرد؟                         خواهش میکنم نظرتونوبگیدشایدباپیشنهاداتون مشکل اونم حل بشه منتظرنظراتون هستم

+ تاريخ سه شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 15:20 نويسنده کاترینا |

سلاااااااااااااام به دوستای بی وفام .....من این همه منتظرموندم دریغ ازیک نظر....خییییییییییییلی بدجنسین ولی من مثل شمانیستم هرروزبه وبتون سرمیزنم نظرهم میدم....بازم منتظرمیمونم

+ تاريخ شنبه 21 ارديبهشت 1392 ساعت 9:20 نويسنده کاترینا |

 

یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم
یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی
تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی 

+ تاريخ چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392 ساعت 15:14 نويسنده کاترینا |

 

ڪًـالـ ــرے لـِـيــ ــבے

دلم یک دنیا تنهایی می خواهد 

با یک عالمه تو

وتمام گوشه کنارهای آغوشت...

+ تاريخ چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392 ساعت 15:14 نويسنده کاترینا |



مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند ....

وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد ... !!!


+ تاريخ چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392 ساعت 15:14 نويسنده کاترینا |

 

این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم همانند توست مرا ” دوست ندارد ” احساس ندارد ! اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست

+ تاريخ چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392 ساعت 15:14 نويسنده کاترینا |

 


 

 

آن شب باران می بارید…

باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم…

و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم…

و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی…

و باران می بارید…

آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی…و باران می بارید…

و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی…

+ تاريخ چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392 ساعت 15:14 نويسنده کاترینا |

 

 

اگــَــر امشَب از حَوالے دِلـَـم گـُذَشتے

آهِستـــِہ رَد شـُـو

دِلتنگے رآ بـــآ هـِـزآر بَدبَختے خوآبــآنده ام

+ تاريخ جمعه 30 فروردين 1392 ساعت 13:56 نويسنده کاترینا |

 


 

مرور خاطرات تمام سهم من است از تـــُ

آنـ را هَـمـ جیره بَـندے کَردِه امـــ

تـآ مَبــآدآ ،

تَــوقُــعشـ زیاد شَـود!!

دِلـ استـ دیگـر

مُمکن استـ فَــردا خودَت رآ اَز مـَن بــِخواهـَد!

+ تاريخ چهار شنبه 28 فروردين 1392 ساعت 14:44 نويسنده کاترینا |

گروه اینترنتی ایران سان
 

گاهــــــی دِلـــــــم . . . تفـــــریح ناسالم می خــــــــــــواهد [!]

مثــــــل فکر کــــــردن به تــــو . . .
 

+ تاريخ چهار شنبه 28 فروردين 1392 ساعت 14:44 نويسنده کاترینا |

 

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید،

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی

بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 18:40 نويسنده کاترینا |

 

دســـــــت نـــــزن بـه صـــورتـــــــم 

 ميــــترسـم بــــيفتد نــــــقآب خــــندآنے

 كـــــه بـر چــهره دآرم

 وبـــــعدسيــل اشــــكهآيمـــ

 تــــــو رآ بــــــآ خود بـــــــبرد

 و بــــــآز من بمـــــآنمـ و تنــــــهآيے


http://8pic.ir/images/g4ntz3yne7mzlrsx623u.jpg

+ تاريخ سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 18:40 نويسنده کاترینا |

 

 

هیچکس نمیتواند چیزی که مال توست را بگیرد


  و تمام دنیا نمیتوانند چیزی که مال تو نیست را برایت حفظ کنند...


 

+ تاريخ سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 18:32 نويسنده کاترینا |

 

 

هــوس کــرده ام


کـــه تـــو بـاشـــی

مـــن بـــاشـم

و هیچـکـس نبـاشـــد

آنگـــاه

داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتــــ

و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ

بیـــرون بکشـــم

بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــ

و نیسـتـــی ...

+ تاريخ سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 18:32 نويسنده کاترینا |

گروه اینترنتی ایران سان
 

گاهی فکر میکنم کار تو سخت تر از من است...
من یک دنیا دوستت دارم
و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمیکنی.....!

+ تاريخ سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 15:10 نويسنده کاترینا |

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

نوشته هايم را مي خواني…

 

 

 و مي گويي: چه زيبا!

 

 

راستي…

 

 

دردهاي آدم ها زيبايي دارد…؟!؟!؟!

+ تاريخ سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 15:10 نويسنده کاترینا |
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
document.write(unescape('%3Cscript src=%27http://s10.histats.com/js15.js%27 type=%27text/javascript%27%3E%3C/script%3E'));